امروز: پنج شنبه، 29 شهریور 1397

مبانی نظری ها و پیشینه تحقیق ها

دانلود مقالات دانشجویی


10/29 1396
در فوریه 1917 روسیه سلطنتی، نصف اروپا، یک سوم آسیا، تحت رژیم پلیسی انعطاف ناپذیر و متمرکز ی زندگی می کرد و تنها یک قدرت سیاسی درآن به حساب می آید و آن شخص تزار بود روسیه به عنوان یکی از مقتدرترین، کم تمدن ترین و تسخیر ناپذیر ترین دولت های زمان شهرت داشت
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 26 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 31
بررسی اسلام گرایان (پدرسالاران)

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

در فوریه 1917 روسیه سلطنتی، نصف اروپا، یک سوم آسیا، تحت رژیم پلیسی انعطاف ناپذیر و متمرکز ی زندگی می کرد و تنها یک قدرت سیاسی درآن به حساب می آید و آن شخص تزار بود. روسیه به عنوان یکی از مقتدرترین، کم تمدن ترین و تسخیر ناپذیر ترین دولت های زمان شهرت داشت.

درباره روش ها و هدف های انقلاب روسیه هر طور قضاوت شود تردیدی نسیت که این انقلاب ارزش بررسی و تعمق را دارد. از لحاظ اجتماعی، اقتصادی و تکنیک بسیار عقب مانده بود و حدود 90 درصد از مردم این کشور تحت نظام ارباب رعیتی سرواژ به کشاورزی بود.

انفجار انقلابی 1917 ریشه های عمیقی داشت، عدم رضایت قرن ها بود که رویهم انباشته شده بود، طبقه دهقان یعنی 85 درصد جمعیت از قدیمی ترین ایام زیر چکمه بردگی تقریبا کامل زندگی می :ردند در حالی که در قسمت های دیگر جهان وضع زندگی دهقان به تدریج بهتر می شد در روسیه رژیم سرواژ پیوسته سخت تر می گردد.

فقر عظیم دهقانان بیش از اینکه نتیجه فقدان زمین که امری مسلم بود باشد، ناشی از روش های بیش از حد ابتدایی کشاورزی بود.دهقان آزاد شده که پرداخت بهای باز خرید دست و بالش را بسته بود، می دید روزی که او بتواند برای بازده زمین مورد بهره برداریش به قدر کافی سرمایه بیندوزد، به این زودی ها نخواهد رسید.

افزون بر این دهقان صاحب اختیار خود نبود، اگر او از قید مالک زمین آزاد شده بود کماکان به تمدن روستایی که عنصر تشکیل دهنده اصلی و بنیادی سازمان هاست به شمار می رفت، وابسته بود. این رویه تا انقلاب 1905 که لنین آن را تمرین عمومی انقلاب 1917 می نامید ، حکمفرمان بود این ضربه بزرگ لازم بود تا طبقات مسلط به طور جدی در صدد ایجاد یک طبقه خرده دهقان برآیند تا در برابر تبلیغات گروه های افراطی محکمترین نقطه اتکا نظام اجتماعی باشند.

رشد طبقه کارگر، به منتها درجه زنده نیز عامل بی نهایت مهم در جامعه روسیه قبل از انقلاب به شمار می آید. سرمایه داری به اسلوب غربی دیر وارد روسیه شد. به همین دلیل بود که بر شالوده های کهن و قدیمی پیشرفت های بی نهایت سریع کرد. در مورد رونق بزرگ صنعتی می توان گفت که بین رویدادهای تازه ای که قبل از جنگ در روسیه به وقوع پیوست مهمترین آنها بود اگر این رونق چنین گستره ای داشت دقیقا به این سبب بود که در چهارچوب عقب ماندگی کشور روی دارد.

هیچ چیز حیرت انگیز تر از تضاد بین وضع صنعت و کشاورزی نبود. سرنوشت ساز ترین جنبه این فرآیند یکی از نتایج سیاسی آن بود. تمرکز کارگران در کارخانه های خیلی بزرگ، معنی بسیار ساده آی داشت. کارگران هر روز با یکدیگر در تماس بودند. شرکت آنها در مبارزات یگانه روزانه برای تامین زندگی آنها را متحد کرد. این وضع با متحد کردن آنها و با ایجاد روحیه دسته ای و گروهی درآنان صرف نظر ازایداولوژی یا اندیشه­های سیاسی
این افراد به یک عامل ویژه بسیارمهم درسطح کل جامعه تبدیل کرده بود.(کارمایکل 1363، 3-12).

درواقع امواج انقلاب در اروپا ، روسیه تزاری را نیز تحت تاثیر خود در آورده بود. دکابریست ها با ایجاد مجمع نجات خواستار ایجاد اصلاحاتی در نظام سیاسی اجتماعی روسیه گردیدند. این شورش که عمدتا توسط عده ای از روشنفکران، ثروتمندان، مالکان و نظامیان صورت پذیرفته بود، به علت ماهیت غیر توده ای آن به شدت سرکوب گردیده و عاقبت ناکام ماند.

نهضت ملی روسیه پس از ناامیدی مردم از اصلاحات سال 1961 میلادی تزار الکساندر دوم در قالب 4 جریان شکل گرفت که این جریان ها نارضایتی توده های را سازمان داده و درنهایت زمینه های انقلاب اکتبر 1917 را به وجود آوردند.

الف) مردم گرایان یا پوپوکسیت ها (دهقانان) نهضت مردم گرایی متکی بر پرستش مردم بوده و معتقد بودند که تنها یک سوسیالیسم ارضی که بر مبنای کمون روستایی استوار باشد، می تواند روسیه را نجات دهد. اینها معتقدند دهقانان در تضاد شدید و ریشه ای با حکومت تزاری قرار داشتند و در پی متشکل ساختن آنها بودند. مردم گرایان اعتقاد شدید به شورش و طغیان داشتند و از درون این جنبش مردم گرایی یک جناح تروریست به وجود آمد که به قتل الکساندر دوم فعالیت خود را به اوج رساندند. از معروف ترین چهره های مردم گرایی روسیه،نوچایوف، باکونین، پیتر لاوروف و تکاچوف بودند.

ب) مارکسیت ها (کارگران) بر ظهوریک طبقه کارگر (پرولتاریا)توجه داشتند که به نظر آنها می بایست وظیفه برپا کردن انقلاب را بر عهده گیرند. در واقع مارکسیسم روسی ترکیبی بود از امید مسیحیایی نیرومند ویک متدولوژی که علمی وانمود می شد.

ج) گرایش به غرب

د) اسلام گرایان (پدرسالاران)

در برابر غرب گرایان گروه هایی از روشنفکران از روسیه گرایش به فرهنگ و سنت های ملی ملی روسها و اسلارها را مورد تاکید قرار می دادند دراین باور بودند که روسیه تزاری باید با تکیه بر ویژگی های انحصاری فرهنگی و تاریخی خویش در پی تحقق رسالت تاریخی خود و نه پیروزی از غرب باشند. از این نظر آنها پطر کبیر با انهدام زندگی سنتی روسها سبب تضعیف کلیسای ارتودوکس نیز گردیده بود. (چزوه استاد میرحسینی صفحه 3 تا 18)

عوامل پیدایش انقلاب سال 1905 م :

1- شکست روسیه از ژاپن در سال 1905

2- افزایش تبلیغات، بولشوییک ها علیه حکومت تزاری

3- نارضایتی مردم از اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه

4- گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری و شورش های دهقانی

5- ادامه قیام توده ای و درگیری های مسلحانه

نطفه های انقلاب:

اگر در جستجوی نطفه های انقلاب 1917 باید انقلاب 1905 را مرور کنیم. برای یافتن ریشه های اصلی این یک باید بیشتر به عقب برگردیم. منشا برخورد طولانی بین جامع و رژیم سلطنتی را که در 1917 به سقوط امپراتوری300 ساله، خانواده رومانوف و کمی بعد به استقرار رژیم کاملا تازه ای در روسیه منجر شد. باید در اصطلاحاتی که در غیر قرن دوم ، نوزدهم، در این کشور انجام گرفت جستجو کرد.

در دوران سلطنت الکساندر دوم (1881-1855) اصلاحات عمیقی درجهت نوسازی جامعه روس از جمله القای «سرواژ » وایجاد شوراهای محلی ، «زمستوا» و تغییرات در سیستم قضایی صورت گرفت. محرک الکساندر در این اصلاحات عوامل اقتصادی و اجتماعی بود و افکار لیبرالی شایع در بعضی کشورهای اروپایی دراین تغییرات نقشی نداشتند. وقتی الکساندر دوم به تخت نشست در روسیه 22 میلیون «سرف» و متعلق به مالکان بزرگ و 19 میلیون سرف متعلق به دولت وجود داشت.

الغا سرواژ دو نتیجه قابل ذکر به بار آورد از یک طرف موجب سرخوردگی دهقانان شد زیرا اگر قید وبند سرواژ از دست و پای آنها برداشته شده عملا در همان وضیع وابستگی ماندند. بعد از آن همه انتظار آزادی و مالکیت زمینی، که کشت می کردند جز خانه و تکه زمینی که متصل به ان بود چیزی به دست نیاوردند. از طرف دیگر الغای سرواژ به اقتصاد کشور تکانی داد و موجب یک جهش صنعتی شد که وقتی جنگ 1914 آغاز شد، قابل ملاحظه بود. مالکین نیز از این اصلاحات ناراضی بودند زیرا عایدات آنها را سخت تقلیل می داد به طور خلاصه با وجود اصلاحات اکثریت عظیم دهقانان روسی عملا همان وضع عضو درجه جامعه را حفظ کردند. (پزشک زاد، 1383،20)

شروع فعالیت انقلابی:

فعالیت انقلابی که تا آن موقع وجود خارجی نداشت ،بلافاصله بعد از الغای سرواژ به وجود آمد و توسعه یافت. اولین سازمان انقلابی در سال 1861 به نام زمین و آزادی به وجود آمد که از یک مقاله روزنامه انقلابی زنگ که در لندن به وسیله الکساندر هرزن منتشر می شد، الهام گرفته بود. در طول سال های بعد انتشار اوراق انقلابی و اعلامیه های آتشین رو به افزایش گذاشت به خصوص دانشجویان در این جنبش های انقلابی فعال بودند.

دولت جنب و جوش دانشجویان وشورش های دهقانان را به شدت سرکوب کرد. تنها موفقیت انقلابیون قتل الکساندر دوم در سال 1881 بود.

فعالیت های تروریستی که به ترور الکساندر دوم منجر شد، به خوبی نشان داد که ترورهای فردی اگر به عنوان سمبل و تبلیغات بتواند اثری داشته باشد، راه حل مساله نیست. در این احوال بود که مارکسیم به وسیله آنتیلیجنسیا (روشنتفکران) وارد روسیه شد. پل خانوف که به اتفاق آکسلرود گروه رهایی کار را تاسیس کرده بود، آثار مختلف مارکس را به روسی ترجمه کرد و خود او مارکسیم از طریق انتشار آثار فلسفی در باره ماتریاسیم و برداشت مارکس از تاریخ کمک در دوران سلطنت الکساندر سوم (از 1881 تا 1894) اجتماعات دانشجویی متعدد برای مطالعه مارکسیم به وجود آمد. در این احوال که فعالیت تئوریک با توسعه صنایع و ایجاد یک حرکت کارگری مقارن شده بود. سازمانی به نام اتحاد مبارزه برای رهایی طبقه کارگر در سن پترز بورگ به وجود آمد(پزشکراد 1383.23)

ورود لنین به صحنه:

براثر دخالت لمین بود که حزب کارگری سوسیال دموکرات روسیه به دو قسمت تقسیم شد،‌هنگام اخذ رای درباره ایسکرا (روزنامه‌ای که در دردسامبر 1900 از طرف پرخانوف ، لنین و مارتوف تاسیس شده بود) لنین حائز اکثریت شد. از ان موقع به طرفداران لنین عنوان بلشوییک و. به مخالفان انها که در اقلیت بودند لقب منشوییک دادند. (که از الفاظی از زبان روسی به معنای اکثریت و اقلیت گرفته شده است)

سیستم سیاسی روسیه در مجموع تا آغاز قرن بیستم تغییر محسوسی نکرده است. قدرت در دست امپراتور متمرکز است و این قدرت مطلقه حتی با القای سرواژ تا حدی مستحکم‌تر شده زیرا این اصلاحات طبقه اشراف را تضعیف کرده است. کلیسای ارتودوکس پشتیبان قدرت مطلقه است ولی انقلاب 1905 ضربه‌های شدیدی به این قدرت وارد می‌آورد.

مورخین مارکسیت بحران 1905 را به عنوان انقلابی معرفی می‌کنند که در آن کارگران نقش اساسی داشتند. از تظاهرات کارگری «یکشنبه سرخ» تا اعتصاب عمومی اکتبر سپس تشکیل سوییت‌ها و شورش مسکو وغیره همه جا کارگران صف اول صفحه را اشغال می‌کنند و نیروی محرکه بحران هستند. این برداشت ساده انگاری واقعیت و حتی قلب واقعیت است. زیرا به طوری که خواهیم ددید وقایع بسیار پیچیده تر از این است. (پزشک زاد 1383و25)

جنگ روس و ژاپن

در ژانویه 1904 جنگ روس و ژاپن که علت عمهد آن رقابت دو کشور بر سر تسلط بر منچوری و کره آغاز شد.

ارتش روسیه بر اثر فرماندهی نالایق و فقدان تجهیزات مناسب از ارتش ژاپن شکست خورد . در سپتامبر 1905 با میانجی‌گری رییس جمهوری آمریکا تئودور روزولت قرارداد صلح در شهر پورتموث آمریکا بین طرفین امضا شد.

حکومت تزار بر اثر این شکست تضعیف شد. مسائل و مشکلات داخلی وضع قابل انفجاری به وجود آورده بود و این شکست در حکم جرقه‌ای بود که به انبار باروت رسید به این ترتیب که نیروهای اجتماعی و سیاسی انقلاب فرصت حمله به رژیم واقدام موثری یافتند. خلاصه آن که بحران ااجتماعی که بر اثر بحران اقتصادی به وخامت گراییده بود به بحران حکومت گره خورد.

در آغاز ژانویه 1905 چند اعتصاب در پایتختد سن پترزبورگ صورت گرفت. دولت برای مقابله با تبلیغات سوسیال دموکرات‌ها و اقدامات نفوذی آنها در بین کارگران ایجاد اتحادیه ‌های کارگری تحت هدایت کشیشی به نام گاپون را تشویق کرده بود. به این ترتیب در سن پترزبورگ 12 اتحادیه کارگری به وجود آمده بود که 30 هزار عضو داشت. گاپون که مامور پلیس سیاسی روسیه بود ماموریت داشت که کارگران را از تقاضاهای سیاسی بازدارد و تقاضا‌های آنها را در اطراف مسائل منحصرا اقتصادی متمرکز سازد.

روز 21 ژانویه 1905 تعداد 25 هزار تن از کارگران در پایتخت در حال اعهتصاب بودند (پزشک زاد 1383و28)

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود